حل شدن در سیستم

می دانیم که یک سیستم از اجزای در حال تعامل تشکیل شده است. هر یک از ما نیز ممکن است جزئی از سیستم خانواده، سازمان، شهر، اجتماع یا دانشگاه باشیم و با اجزای دیگر این سیستم ها تعامل داشته باشیم. مکالماتی که با خانواده، دوستان، همکاران یا هم کلاسی هایمان داریم، خبرهایی که از تلویزیون و رسانه ها می شنویم، کتاب هایی که می خوانیم، همه و همه نمونه هایی از تعامل و تبادل اطلاعات ما با سایر اجزای سیستم هستند. پیروی ما از قوانین، هنجارها و فرهنگ سازمان یا جامعه، اینکه چه موقع سر کار حاضر شویم و چه موقع به خانه برویم، چه زمانی مورد تشویق یا تنبیه اطرافیان قرار می گیریم، اینکه دیگران چه انتظاراتی از ما دارند، نمونه هایی دیگر از تعامل ما با سایر اجزای سیستم هستند.
ارتباط های تنگاتنگ اجزای سیستم، باعث می شود که کوچکترین تغییری در هر جزء از سیستم، بر اجزای بسیاری تاثیر بگذارد و در نهایت حتی خود آن جزء را نیز متاثر سازد. حال به بعضی از سیستم هایی که عضو آن هستید فکر کنید. سیستم هایی که پس از گذر چندین سال به تعادل نسبی رسیده اند و تغییر و تحولات آنچنانی ندارند. آیا امکان دارد جزئی از این سیستم ها مستثنی از سایر اجزا بوده و سطح عملکردی بسیار بهتری از سایر اجزای سیستم داشته باشد؟
بنظر من خیر؛ در این سیستم ها، هرگونه تغییر مثبت یا منفی در عملکرد هر جزئی،بلافاصله با پاسخ سایر اجزا مواجه شده و در نهایت خنثی می شود. با پذیرفتن مطالب گفته شده، ناچارا باید بپذیریم که وضعیت فعلی ما (از نظر سطح فرهنگ، دانش و عملکرد) فاصله چندان زیادی با خانواده، دوستان و همکاران ندارد. و اگر خودمان را بعنوان عضوی از سیستم جامعه بدانیم، وضعیت فعلی ما نمی تواند فاصله بسیار زیادی با متوسط جامعه داشته باشد.
با توجه به مطالب فوق، برای رشد و پیشرفت خودمان، چاره ای نداریم جز دقت در انتخاب اطرافیانمان و سپس بالاتر بردن متوسط اطرافیانمان. ما می توانیم با کنترل تعاملات خود، اینکه چه خبرها و مطالبی را بخوانیم، با چه کسانی همنشین باشیم، از چه اصول و هنجارهایی پیروی کنیم و چه کتاب هایی را بخوانیم، می توانیم فاصله خود از متوسط ها را افزایش دهیم.
شاید بتوان مطالب گفته شده را در یک جمله معلم عزیزمان، محمدرضا شعبانعلی، خلاصه کرد:
” هیچ کس از متوسط اطرافیانش فراتر نمی رود”

حل شدن در سیستم
۴ (۸۰%) ۱ vote

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.