خرد سیستمی ۴: زبان و کلمات

قبلا مطالبی را تحت عنوان خرد سیستمی از کتاب “تفکر در سیستم ها” در وبلاگ آوردم:

خرد سیستمی ۱: نبض سیستم را بگیر

خرد سیستمی ۲: آشکار کردن مدل های ذهنی

خرد سیستمی ۳: توزیع اطلاعات

این پست نیز در ادامه ای این سری نوشته هاست:

اطلاعات مانند خون در سراسر سیستم گسترش می یابند و با ایجاد مسیرهای فیدبک، حلقه های افزایشی و تعادلی را بوجود می آورند. جریان اطلاعات بین انسان ها، از کلمات تشکیل شده است. بنابراین برای اینکه سیستم های انسانی بدرستی کار کنند، بایستی به زبان و کلمات مورد استفاده، توجه ویژه ای داشته باشیم. به این منظور، بایستی در درجه اول از آلودگی های زبانی اجتناب کنیم و در درجه دوم، زبان و کلماتمان را توسعه دهیم تا مفاهیم بیشتری را شامل شوند و بتوانیم درباره مفاهیم پیچیده تری صحبت کنیم.

فرد کافمن در مجله سیستم ها می نویسد:

“[زبان] می تواند بعنوان رسانه ای باشد که ما از طریق آن ادارکات و واقعیات جدیدی را به محض صحبت کردن درباه آن ها خلق می کنیم. در واقع، ما درباره آنچه می بینیم حرف نمی زنیم؛ ما صرفا آنچه درباره اش حرف می زنیم را می بینیم. دیدگاه های ما درباره دنیا بستگی به تعامل سیستم عصبی ما و زبانمان دارد… سیستم های اطلاعات و زبان یک سازمان، صرفا ابزارهایی برای شرح یک واقعیت بیرونی نیستند. این سیستم ها در اصل ادراکات و اقدامات اعضای سازمان را شکل می دهند [اطلاعات، زبان و کلمات رایج و جاری در یک سازمان تعیین می کنند که اعضای آن سازمان چه چیزهایی را ببینند، درک کنند و در نتیجه چه اقداماتی را انجام دهند]. تغییر شکل سیستم های ارتباطی و سنجش در یک جامعه، به معنی تغییر شکل تمامی تعاملات بالقوه در بنیادی ترین سطح است.. زبان، بعنوان شرحی از واقعیت بسیار اساسی تر از استراتژی، ساختار یا فرهنگ است”

جامعه ای که مدام از “مولد بودن” می گوید ولی “بازیابی” (resilience- جان سخت بودن- اینکه بعد از مشکلات و بحران ها بتواند به حالت اولیه بازگردد) را درک نمی کند و بندرت از آن استفاده می کند، به سمت مولد بودن و عدم بازیابی حرکت خواهد کرد. {بعنوان مثالی دیگر برای این مفهوم: امروزه با تزریق هورمون هایی، شیردهی گاوها را تا چند برابر افزایش می دهند، اما این گاوها قابلیت بازیابی خود را از دست می دهند و با ساده ترین بیماری ها از بین می روند. (بهبود و بهینه سازی سیستم در برخی از بخش ها یا متغیرهای آن می تواند در کل عملکرد سیستم را ضعیف کند.)}

جامعه ای که از اصطلاح “ظرفیت تحمل” استفاده نمی کند و درکی از آن ندارد، حتما از ظرفیت تحمل خود تجاوز خواهد کرد.

جامعه ای ای که از “ایجاد شغل” بصورتی صحبت می کند که انگار کاریست که فقط شرکت ها [یا فقط دولت] می توانند آن را انجام دهند، هیچ وقت اکثریت مردمش را به ایجاد شغل هایی برای خودشان یا هر کس دیگری ترغیب نخواهد کرد. چنین جامعه ای هیچگاه از کارگرانش برای ایفای نقش در سودآوری و ارزش آفرینی قدردانی نخواهد کرد.

اولین گام در توجه به زبان و کلمات اینست که سعی کنیم آن را تا حد ممکن بصورت شفاف، بامعنی و مبتنی بر حقیقت نگه داریم. کلمات مبهم و بی مفهوم، جریان های اطلاعات در سیستم را آلوده و عملکرد سیستم را دچار اختلال می کنند. گام بعدی اینست که زبان و کلمات را بسط دهیم تا با درک توسعه یافته ما از سیستم ها و پیچیدگی ها سازگار شود. اسکیموها لغت های بسیاری برای برف دارند، برای اینکه آن ها طرز استفاده از برف را بررسی کرده و آموخته اند. آن ها برف را به یک منبع تبدیل کرده اند، به سیستمی که می توانند با آن برقصند!.

 

خرد سیستمی ۴: زبان و کلمات
Rate this post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *