زندگی در نارضایتی

ست گادین نگرش و اندیشه خلاقانه و خاص خودش را دارد و بصورت منظم، هر روز یک ایده ی الهام بخش و کاربردی را در وبلاگش می نویسد. در این نوشته می خواهم یکی از پست های اخیر ست گادین که برای من مفید بودند را با دوستانم در میان بگذارم:


“زندگی در نارضایتی”

در هرچه که بنگریم، برای انسان آفرینش گری که به دنبال خلق چیزی جدید، بهتر و مهم است، چیزی برای نارضایتی وجود دارد.

نارضایتی سوخت است. با دانستن اینکه می توانی آن را بهبود دهی، با فهمیدن اینکه می توانی اشیا و کارها را بهتر کنی و بهتر خواهی کرد. البته عوارض جانبی آن اینست که امروز مشابه آنچه باید نیست.

اگر بخواهی چیزها و کارها را بهبود دهی، نمی توانی نارضایتی را نادیده انگاری، نمی توانی وانمود کنی که وضعیت فعلی وجود ندارد.

امروز زندگی کردن ما در نارضایتی، هزینه ای است که بابت تعهدمان به ایجاد فردایی بهتر می پردازیم.


ما در مواجهه با این واقعیت که “واقعیت ها و وضعیت موجود با تصویر ذهنی و وضعیت مطلوب و موردنظرمان تفاوت دارد” دو رویکرد می توانیم داشته باشیم:
۱- بی خیالی و به قول یکی از دوستانم خونسرد بودن که ممکن است با ندیدن واقعیت ها و سوختن و ساختن با آنچه هست محقق شود یا با پایین آوردن سقف خواسته ها و فراموش کردن ایده آل هایمان.
۲- ناراضی بودن و رنج کشیدن.
من معمولا رویکرد دوم را انتخاب می کنم 🙂 . اما مشکل اینجاست که ناراضی بودن از اوضاع اگر صرفا منجر به غر زدن با خود یا شکایت پیش دیگران شود، باعث ناامیدی، بی انگیزگی و هدر رفتن انرژی فرد  و در نهایت فلج شدن و بی عملی او می شود.
اما ست گادین نگرش متفاوتی به ناراضی بودن را مطرح می سازد. اینکه آن را بعنوان فرصتی برای ایجاد بهبود در کارها و خلق چیزهای ارزشمندتر و بهتر ببینیم. اگر با این نگرش با نارضایتی های روزمره برخورد کنیم، هر نارضایتی بجای ناامید کردن ما، مانند سوختی برای حرکت به جلو خواهد بود.
وقتی که من ساعت ها در صف بانک یا نانوایی می ایستم، بجای شکایت کردن از زمین و زمان و لعنت فرستادن به تاریکی و بی مسئولیتی مسئولان و کارکنان و … ، فکر می کنم که چه راه حل های خلاقانه ای برای بهبود این اوضاع می توان بکار برد؟ خود من در این زمینه چه نقشی می توانم ایفا کنم؟ حداقل فایده این نگرش اینست که من در نهایت حس بهتر و انگیزه بیشتری برای کار یا زندگی خواهم داشت. از طرف دیگر ذهنم برای شناسایی فرصت ها حساس خواهد شد و احتمالا در بعضی موارد راه حل هایی خلاقانه و کاربردی ارائه دهم و بتوانم با ایجاد ارزش، کیفیت کار و زندگی خودم و دیگران را بهبود بخشم.

برای ایجاد و نهادینه کردن این نگرش در خودمان بهتر است گام هایی کوچکی (میکرواکشن) تعریف کنیم و به آن ها متعهد شویم. میکرواکشنی که به ذهن من می رسد اینست که:
+ در مواجهه با هر وضعیت ناراضی کننده ای، قبل از اینکه طوفان احساسات و افکار ناخوشایند درخودم را تقویت کنم، به راه حل ها فکر کنم. مخصوصا گام های کوچکی که من در حوزه اختیار خودم می توانم بردارم و اوضاع را بهبود دهم.

پینوشت: محمدرضا شعبانعلی در روزنوشته هایش مطلبی با عنوان “قوانین کسب و کار (۴): آن را کمی بهتر انجام بده” در این باره نوشته است که بسیار مفید و کاربردی است. اما چه کنیم که یک مفهوم را باید چندین بار و در چندین قالب مختلف بخوانیم تا بالاخره با فکر و ذهنمان عجین شود و رفتارمان را تغییر دهد.

زندگی در نارضایتی
Rate this post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.