مدل های رشد و پیشرفت فردی

در پست های قبلی درباره آشکار کردن مدل های ذهنی صحبت کردیم. حال می خواهیم دو مدل ذهنی مختلف درباره ی رشد و پیشرفت در طول زندگی را رسم و شفاف کنیم.

مدل ۱: معمولا مدلی که درباره رشد و پیشرفت در کار و زندگی در ذهن ما شکل می گیرد، بصورت زیر است:

 

 

هر روز در محل کار حاضر می شویم، وظایف محوله را انجام می دهیم و به خانه می رویم، و اگر شرایط کاری و حال و حوصله مان اجازه دهد، همزمان با کار شروع به ادامه تحصیل و کسب مدرک تحصیلی بالاتر می کنیم. در نتیجه ی کسب مدرک بالاتر و افزایش سابقه کار، احتمالا ارتقای شغلی بگیریم و یا حقوق ماهانه مان افزایش یابد. بعد از حدود بیست یا سی سال کار کردن و پرداخت بیمه، بازنشست شده و حقوق ماهانه بیمه را دریافت می کنیم. احتمالا بعد از آن سراغ کارهای موردعلاقه مان برویم و یا اینکه بدلیل کم بودن حقوق بازنشستگی بیمه همچنان مجبور شویم در دوران بازنشستگی هم به کار جدیدی بپردازیم.

مشکلی که در این مدل وجود دارد اینست که:

– بسیار کند و آهسته پیش می رود و خطرات بسیاری آن را تهدید می کنند.

– تنها اندوخته ی ما، پس انداز ماهانه مان خواهد بود که احتمالا صرف خرید ماشین یا خانه شود.

– ممکن است همزمان با کار کردن، فرصت و شرایط ادامه تحصیل را نداشته باشیم.

– احتمال کمی وجود دارد که کار و تحصیلات ما به همدیگر مربوط باشند و همدیگر را تقویت کنند.

– با انجام کارها و وظایف همیشگی، احتمال اخراج یا ورشکسته شدن بیشتر از احتمال ارتقای شغلی گرفتن است.

– درصورتی که به هر دلیلی مجبور به ترک محل کار شویم و در شرکت دیگری شروع به کار کنیم، احتمالا تمامی تجربیات و سابقه کاری ما از دست بروند و در کار جدید چندان مفید و مورد توجه نباشند.

 

مدل ۲: مدل مفیدتری که به ذهن من می رسد، بر تقویت توانمندی ها و قابلیت های فردیم تمرکز دارد. یک چرخه ی تقویتی محور اصلی این مدل را شکل می دهد:

سعی می کنم کارها و وظایفم را با آگاهی و جدیت، به صورت حرفه ای، به بهترین شکل و بالاترین کیفیت انجام دهم. در نتیجه، می توانم مطالب بسیاری را با انجام کار و کسب تجربه یاد بگیرم. یادگیری از تجربیات باعث افزایش دانش، مهارت و تقویت توانمندی های فردی من می شود، لذا می توانم کارهای و وظایفم را با کیفیت و تسلط بیشتری انجام دهم. از طرف دیگر “تفویض پذیری” را در خودم افزایش داده و احتمالا کارها و مسئولیت های بیشتری به من تفویض خواهد شد و دامنه یادگیری و کسب تجربه من را گسترش خواهد داد. از طرف دیگر، تنها بر تجربیات خودم تکیه نکرده و همزمان با کار، مطالب موردنیازم را از طریق مطالعه یا شرکت در کلاس های آموزشی نیز یاد خواهم گرفت.

مطالب جدیدی که یاد می گیرم، کاملا در راستای آموخته ها و تجربیات قبلیم
هستند و آن ها را تقویت می کنند. مطالب آموخته شده کریستالی از دانش و
تجربه را شکل می دهند که با گسترش هر چه بیشتر آن، سرعت رشدش نیز افزایش می
یابد. با طی شدن این چرخه، به انسان توانمندتری تبدیل خواهم شد. کسی که می تواند مسئولیت ها و کارهای سنگین تری را بپذیرد و به بهترین شکل و بصورت حرفه ای آنها را انجام دهد.

افزایش درآمد و جایگاه شغلی محصولات جانبی این چرخه هستند. هر لحظه ای که بخواهم محل کار خود را ترک کرده و به کار دیگری بپردازم، هزینه چندان زیادی را متحمل نشده و آموخته ها و توانمندی هایم را از دست نخواهم داد. از طرف دیگر، افزایش توانمندی ها منجر به کسب اعتماد بنفس و رضایت بیشتری شده و انگیزه برای کار و تلاش بیشتر را افزایش خواهد داد.

 

تمرکز بر کسب درآمد بیشتر (مدل ۱) ممکن است باعث افزایش درآمد ما شود، اما منجر به افزایش رضایت ما از کار و زندگی نمی شود. در این مدل، برای مقابله با نارضایتی و سختی های ناشی از کار تکراری و تحصیل، ناچار به هزینه کردن از درآمدمان خواهیم بود.

تمرکز بر کسب توانمندی های بیشتر (مدل ۲) باعث می شود که ما مستقیما از انجام کار حرفه ای و تقویت توانمندی هایمان لذت ببریم. و احتیاجی به خوشی های ناشی از هزینه درآمدمان نداشته باشیم. در واقع به نظر می رسد، در مدل ۲ بیشتر می توانیم از لحظات کار و زندگی مان لذت ببریم و حتی احتمال اینکه در بلند مدت منجر به کسب درآمد و ثرت بیشتر شود، بالاتر است.

 

 

مدل های رشد و پیشرفت فردی
Rate this post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.