چرخه ها (۱)

اول مرغ بوجود آمده است یا تخم مرغ؟ احتمالا شما هم در دوران کودکی خود این سوال را شنیده اید و یا از آن برای غافلگیر کردن کودکان استفاده کرده اید. اما اجازه دهید به شکل مفیدتری به این سوال فکر کنیم.
مرغ ها تخم می گذارند و تخم مرغ ها رشد کرده و به مرغ های بالغی تبدیل می شوند. این چرخه میلیون ها سال است که تکرار شده است و مرغ ها و تخم مرغ ها در اثر تکرار این چرخه تکامل یافته اند و به شکل امروزی درآمده اند.
اگر کمی دقت کنیم، چرخه های تکاملی (و چرخه های انحطاط) در سراسر طبیعت وجود دارند. در یک بیشه، شیرهایی که می توانند سریع تر بدوند، آهوهای بیشتری نیز می توانند شکار کنند و می توانند زنده مانده و نسل خود را افزایش دهند. از طرف دیگر آهوهایی که کندتر می دوند، شکار شده و نسل آهوهای سریعتر زنده مانده و تکثیر میشود. در واقع یک چرخه تکاملی بوجود می آید: شیرها باعث تکامل آهوها شده و آهوها نیز باعث تکامل شیرها می شوند. حال اگر کسی از ما بپرسد: علت و ریشه ی تکامل و افزایش سرعت دویدن شیرها و آهوها در گذر زمان در بیشه چیست؟ در پاسخ، اگر فقط شیرها و یا فقط آهوها را علت این تکامل بدانیم، نصف ماجرا را ندیده ایم. پاسخ کامل تر اینست که تعامل آهوها و شیرها به نحوی است که یک چرخه ی تکاملی را بوجود می آورد و در نتیجه ی تکرار این چرخه، سرعت دویدن هر دو گروه افزایش می یابد. در واقع، ساختار سیستم، علت این تکامل است.
حال به سیستم های انسانی نزدیک می شویم و مثال های بیشتری از چرخه ها را می یابیم. ما سعی می کنیم جاده ها را بصورت مناسب برای ماشین ها طراحی کنیم و بسازیم و در مرحله ی بعدی، ماشین ها را طوری طراحی می کنیم و می سازیم که برای حرکت در جاده ها مناسب تر باشند. در واقع ماشین ها باعث تکامل جاده ها می شوند و جاده ها نیز باعث تکامل ماشین ها می گردند. اینجا هم یک چرخه ی تکاملی داریم که هیچ یک از طرفین (ماشین و جاده) به تنهایی عامل این تکامل نیست و بلکه علت این رفتار تکاملی را باید در کل سیستم جستجو کنیم.
در مثال بعدی به یک سازمان می پردازیم، ما معمولا عادت داریم علت رشد و پیشرفت کارکنان یک سازمان در طول زمان را به رهبران و مدیران توانمند آن نسبت دهیم. اما در اینجا نیز، مشابه مثال های قبلی، با حلقه های تکاملی سر و کار داریم که مدیران سازمان تنها یکی از طرفین ماجرا می توانند باشند. سخت گیری مدیران باعث رشد و بهبود کارکنان می شود و از طرف دیگر، کار با کیفیت کارمندان نیز، مدیران را مجبور به رشد و بهبود دانش و مهارتشان می کند.
چرخه های منفی و انحطاط را نیز می توان بدین صورت نگاه کرد. در یک تیم، ناکارمدی مدیر باعث تحلیل رفتن انگیزه و تلاش اعضای تیم می شود. از طرف دیگر، کم کاری اعضا نیز تاثیرات منفی بر مدیر داشته و کیفیت کارهای مدیر را بیشتر کاهش می دهد و ادامه ی این روند باعث انحطاط تیم می شود. در این چرخه نیز نمی توان صرفا مدیران و یا صرفا کارمندان را مقصر عملکرد نامناسب دانست. همه ی آن ها در این ماجرا دست داشته اند!
آقای دکتر سرگلزایی در این مقاله به یکی دیگر از چرخه های انحطاط در جوامع اشاره کرده اند.
ما در مشاهده و تحلیل هایمان عادت داریم نیمی از چرخه ها را ببینیم و یکی از طرفین را بعنوان علت پیشرفت یا انحطاط معرفی کنیم. اما تفکر سیستمی ما از ما دعوت می کند که کل سیستم را ببینیم.
در پست های “مدل های رشد و پیشرفت فردی” و  “دام انتقال فشار” نیز نمونه هایی از چرخه ها را بررسی کردیم.
در آینده چرخه های بیشتر و پیچیده تری را بررسی خواهیم کرد. چه چرخه های تکاملی یا انحطاط دیگری به ذهن شما می رسد؟

چرخه ها (۱)
Rate this post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.